تبليغاتX
سهیل 24

سهیل 24

دوستی

توبه

تلقی بیشتر مردم از توبه و اصلاح رفتار این است که تنها در یک شرایط ویژه‌ی عاطفی، احساسی و معجزه‌گونه می شود توبه کرد و پس از آن فورا به مرتبه عصمت! می رسند.
یعنی اگر از یک گناه کبیره توبه می کنند، در مقابل تمام گناهان و خطاهای ریز و درشت مصونیت پیدا می کنند.
هر چند تعریف قرآن و اهل بیت (ع) از توبه با این تلقی نادرست بسیار متفاوت است و فاصله دارد ولی این نگاه نادرست وجود دارد و مانع بازگشت خیلی ها می شود.
با این باور نادرست، پس از توبه، سطح انتظار فرد ازخودش به شدت افزایش پیدا کرده و با کوچک ترین گناه، آرامش و اطمینان خود را از دست داده و خود را سرزنش می کند و "اعتماد به نفس" و "عزت نفس"خود را از دست می دهد و عدم موفقیت خود در توبه را (با تلقی اشتباه) ناشی از عدم توجه و عنایت خداوند و روسیاهی و بدشانسی خود می داند و خود را "مردود همیشگی" درگاه الهی می داند و آدمی در این حال ، سخت طعمه‌ی شیطان می شود.
با توجه به پرسش های متنوع در خصوص توبه واصلاح رفتار و وجود این نوع تلقی اشتباه, مراحل توبه را با هم مرور کنیم:
- پشیمانی (النـَّدمُ توبة)
- تصمیم جدی برای ترک گناه (عزم)
- بازگشت به سوی خدا و عذر خواهی وطلب مغفرت از خدای غفور(استغفر الله ربی واتوب الیه)
- اگر حقی از خدا یا مردم در گناه ضایع شده باید جبران شود.(مثلا:خیانت در امانت ,حق مردم و ترک نماز ,حق خدا)
- اصلاح برنامه زندگی
- عدم تکرار خاطرات گناه و عدم تکرار سرزنش خود (التائب من الذنب کمن لا ذنب له)
- اطمینان کامل به رحمت بی انتها و مغفرت بی نهایت خداوند غفور رحیم برای همیشه
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 17:52  توسط سینا  | 

داستان چنگیزخان مغول و شاهین پرنده

داستان چنگیزخان مغول و شاهین پرنده

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.
آن روز با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند.
بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود خان از خستگی و تشنگی از پا در بیاید. گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی کرد، تا اینکه رگه ی آبی دید که از روی سنگی جاری بود. خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و جام نقره ی کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت. پرشدن جام مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام را از دست او بیرون انداخت.
چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم تشنه اش بود. جام را برداشت، خاک را از آن زدود و دوباره پر کرد.
اما جام تا نیمه پر نشده بود که شاهین دوباره آن را پرت کرد و آبش را بیرون ریخت. چنگیزخان حیوانش را دوست داشت، اما می دانست نباید بگذارد کسی به هیچ شکلی به او بی احترامی کند، چرا که اگر کسی از دور این صحنه را می دید، بعد به سربازانش می گفت که فاتح کبیر نمی تواند یک پرنده ی ساده را مهار کند.
این بار شمشیر از غلاف بیرون کشید، جام را برداشت و شروع کرد به پر کردن آن. یک چشمش را به آب دوخته بود و دیگری را به شاهین. همین که جام پر شد و می خواست آن را بنوشد، شاهین دوباره بال زد و به طرف او حمله آورد. چنگیزخان با یک ضربه ی دقیق سینه ی شاهین را شکافت.
ولی دیگرجریان آب خشک شده بود. چنگیزخان که مصمم بود به هر شکلی آب را بنوشد، از صخره بالا رفت تا سرچشمه را پیدا کند. اما در کمال تعجب متوجه شد که آن بالا برکه ی آب کوچکی است و وسط آن، یکی از سمی ترین مارهای منطقه مرده است. اگر از آب خورده بود، دیگر در میان زندگان نبود. خان شاهین مرده اش را در آغوش گرفت و به اردوگاه برگشت. دستور داد مجسمه ی زرینی از این پرنده بسازند و روی یکی از بال هایش حک کنند:
یک دوست، حتی وقتی کاری می کند که دوست ندارید، هنوز دوست شماست.
و بر بال دیگرش نوشتند:
هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است.
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 18:7  توسط سینا  | 

الاغ ملانصرالدین و تعمیر پشت بام خانه

الاغ ملانصرالدین و تعمیر پشت بام خانه

یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت . ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد.
ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد. وقتی که دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت.
بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، و سرانجام الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد!
ملا نصر الدین با خود گفت لعنت بر من که نمی دانستم اگر خر به جایگاه رفیع و بالایی برسد هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را از بین می برد.
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 18:5  توسط سینا  | 

عکسهای خنده دار

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 14:56  توسط سینا  | 

چگونه بچه های ناآرام را آرام کنیم

طرز برخورد با بچه های بهانه گیر

 

نق نق نكن بچه...!تربيت كودكان كار دشواري است. پسر بچه‌اي را مجسم كنيد كه وسط يك فروشگاه شلوغ، شروع به پرخاشگري کرده و جسورانه با والدينش جر و بحث مي‌کند. در چنين مواقعي، شايد والديني هم كه خيلي در مورد تربيت فرزندشان به خود اطمينان دارند، مايوس و دلسرد ‌شوند و دنبال روش و كلماتي مناسب بگردند تا كودك را آرام كنند.

 

مي‌خواهم به شما اطمينان بدهم كه با استفاده از برخي روش‌ها مي‌توانيد در شرايطي كه فرزندتان اين‌طور بدرفتاري مي‌كند، خونسردي‌ خود را حفظ کنيد و روش مناسبي در پيش بگيريد؛ به‌خصوص هنگامي كه با مشکلات تربيتي زير مواجه مي‌شويد. نق نق نكن بچه...!

 

تربيت كودكان كار دشواري است. پسر بچه‌اي را مجسم كنيد كه وسط يك فروشگاه شلوغ، شروع به پرخاشگري کرده و جسورانه با والدينش جر و بحث مي‌کند. در چنين مواقعي، شايد والديني هم كه خيلي در مورد تربيت فرزندشان به خود اطمينان دارند، مايوس و دلسرد ‌شوند و دنبال روش و كلماتي مناسب بگردند تا كودك را آرام كنند.

 

مي‌خواهم به شما اطمينان بدهم كه با استفاده از برخي روش‌ها مي‌توانيد در شرايطي كه فرزندتان اين‌طور بدرفتاري مي‌كند، خونسردي‌ خود را حفظ کنيد و روش مناسبي در پيش بگيريد؛ به‌خصوص هنگامي كه با مشکلات تربيتي زير مواجه مي‌شويد.


بهانه‌گيري معمولا در بين خردسالان، به خصوص قبل از ‌اينكه بتوانند به خوبي صحبت كنند، رايج است. ‌اين يكي از معدود راه‌هايي است كه بچه‌ها توسط آن مي‌توانند نارضايتي و خشم خود را از آنچه كه نمي‌توانند به دست آورند، ابراز كنند. هر قدر هم كه ‌اين مسئله ناراحت‌كننده باشد، والدين بايد بدانند كه علت بهانه‌گيري كودكشان فقط ديدن عكس‌العمل از جانب آنها نيست (گرچه علت اصلي آن همين است) ولي حتي كودكان دبستاني هم وقتي كه به مقصودشان نمي‌رسند، با بهانه‌گيري، احساسات دروني خود را آشكار مي‌كنند و در نتيجه آرامش مي‌يابند.

 

لطفا كنار بياييد!


1- وقتي كودك خردسال شما شروع به بهانه‌گيري و نق‌نق كرد، از او بخواهيد كه به صورت‌هاي مختلف ابتدا درگوشي، بعد به آهستگي و سپس خيلي بلند و... چيزي را كه مي‌گويد، تكرار كند. ‌اين روش، درست مثل يك بازي، توجه او را جلب کرده و بهانه‌گيري را فراموش خواهد کرد.

 

2- در مورد كودك دبستاني خود مي‌توانيد از چند روش كلي استفاده كنيد. به محض‌ اينكه شروع به بهانه‌گيري كرد، حرف او را قطع كنيد و به آرامي بگوييد: «داري نق نق و بهانه‌گيري مي‌كني و من گوش نمي‌كنم، پس بهتر است كه با صداي شمرده صحبت كني.»


3- اگر باز هم ادامه داد، دوباره درخواست خود را تكرار كنيد. اگر طريقه گفتار خود را تغيير داد، با بيان جمله‌اي او را تشويق كنيد. مي‌توانيد بگوييد: «وقتي بدون نق نق كردن مي‌گويي كه چه مي‌خواهي، بيشتر دوستت خواهم داشت.»


4- اگر در چنين مواقعي عصباني مي‌شويد، هيجان صداي خود را فرو ببريد و فراموش كنيد كه چه قدر دلتان مي‌خواهد فرياد بزنيد.


5- به خاطر بسپاريد كه با مهار عكس‌العمل خود مي‌توانيد ارتباط بهتري با فرزندتان برقرار كنيد. بعد به او بگوييد كه مي‌دانيد دليل ناراحتي‌ او چيست و از‌اين طريق با او به توافق برسيد. به‌عنوان مثال فرض كنيد چون به فرزندتان اجازه نداده‌ايد كه قبل از ناهار شيريني بخورد، ناراحت شده است پس شيريني را در جايي قرار دهيد كه بتواند آن را ببيند و به او قول دهيد كه بعد از خوردن غذا به او شيريني مي‌دهيد. هنگامي كه فرزندتان واضح و محكم صحبت مي‌كند، گوش دهيد و او راتحسين‌ كنيد. با‌ اين عمل، به او ياد مي‌دهيد كه اگر بدون بهانه‌گيري چيزي بخواهد، زودتر آن را به دست خواهد آورد.


وقتي بهانه‌جويي به پرخاشگري مي‌كشد

بهانه‌جويي گاهي به پرخاشگري منجر مي‌شود، به اين سبب كه والدين احساس مي‌كنند روي رفتار كودك خود و شرايط موجود، كنترل ندارند. خوشبختانه كج‌خلقي‌هاي كودكان با رسيدن به سن مدرسه كاهش مي‌يابد؛ زيرا مي‌توانند راه‌حل‌هاي بهتري در مواجهه با شكست و ناكامي پيدا كنند.


1- روش موثر براي از بين بردن پرخاشگري ناشي از بهانه‌جويي‌هاي پاسخ داده نشده يا رفع نشده، اين است كه آن را از ابتدا مهار كنيد.


2- وقتي كه در مقابل پرخاشگري كودك خود با خشم و عصبانيت عكس‌العمل نشان دهيد، به‌طور غيرمستقيم به او مي‌آموزيد كه عصبانيت وسيله كارسازي براي دست يافتن به اهداف است. در عوض مي‌توانيد بگوييد: «وقتي از گريه كردن دست برداشتي، در مورد آن با هم صحبت مي‌كنيم و راه‌حلي پيدا مي‌کنيم و به اتاق ديگري برويد.»


3- اگر فرزند شما خيلي كوچك است و نمي‌توانيد او را تنها بگذاريد، پيش او بمانيد. اگر به طرف شما آمد، او را بغل كنيد ولي تا وقتي كه آرام نشده، چيزي را كه مي‌خواهد به او ندهيد.


4- خودتان را به كار ديگري مشغول كنيد. مثلا مطالعه كنيد. با ‌اين كار به او مي‌فهمانيد كه تا آرام نشود، نمي‌تواند توجه شما را جلب كند. اغلب پرخاشگري‌هاي بچه‌ها، اگر مخاطب مورد نظر حضور نداشته باشد، زودتر متوقف مي‌شود.


5- در صورتي كه كودك شما در يك مكان عمومي شروع به بدخلقي و پرخاشگري كرد، بدون توجه به نگاه‌هاي مردم، او را به گوشه‌اي خلوت ببريد و منتظر شويد تا آرام شود. به او بگوييد: «‌اينجا پيش تو مي‌مانم تا وقتي كه آرام شوي و با هم صحبت كنيم.» اگر بعد از سه يا چهار دقيقه باز هم به فرياد و گريه خود ادامه داد، او را برداريد و از آن مكان خارج شويد.


6- البته از ياد نبريد که بهانه‌جويي هميشه به پرخاشگري‌ منجر نمي‌شود و در واقع كودكان به علل مختلفي ‌اين كار را انجام مي‌دهند.


هنگامي كه كودك شما چيزي مي‌خواهد ولي نمي‌تواند آن را به ‌دست آورد.


وقتي يادگيري انجام كاري برايش دشوار باشد.


وقتي كه خسته شده باشد.


پس با اجتناب از عواملي كه ممكن است به بهانه‌گيري و در نهايت پرخاشگري منجر شود، مي‌توانيد از وقوع تنش جلوگيري كنيد.


7- اگر مي‌بينيد كودك خردسالتان مي‌خواهد پازلي را كه خواهر بزرگ‌ترش انجام مي‌دهد بازي كند، يا او را در‌ اين بازي با خواهرش همراه كنيد يا ‌اينكه توجه‌اش را به بازي ديگري كه بيشتر مناسب سن‌ او باشد، جلب كنيد.


8- از كودك خود انتظاري بيش از آنچه كه از عهده‌اش برمي‌آيد، نداشته باشيد. خردسالان به ‌اين دليل كه قدرت تحمل زيادي ندارند، نمي‌توانند خود را براي مدت طولاني سرگرم كنند؛ بنابراين كودك خردسال خود را در ساعات شلوغ روز و در صف‌هاي طولاني به خريد يا به بانك نبريد و اگر بايد او را به جايي ببريد كه مي‌دانيد معطل مي‌شويد، براي سرگرمي او اسباب بازي و خوراكي همراه ببريد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 14:43  توسط سینا  | 

بی حوصلگی و بی قراری

بی حوصلگی و بی قراری چیست ؟ و چگونه باید با آنها مقابله کنیم ؟

هروقت حوصله ات سربرود، بی قرار می شوی. بی قراری، نشانی بدنی است:  بدن می گوید: ” از اینجا دور شو.هرجا که خواستی برو،فقط اینجا نباش! “

امتحان کن! اگر کسی حوصله ات را سر برده است، شروع کن به پریدن و دویدن به اطراف. ببین: بی قراری ناپدید می شود، زیرا بی قراری فقط نشان می دهد که انرژی نمی خواهد در اینجا باشد. انرژی پیشاپیش به حرکت درآمده است، انرژی پیشاپیش این مکان را ترک کرده است. حالا، تو انرژی را دنبال کن و به جایی تازه تر برو!

بنابراین، نکته ی اصلی، فهمیدن بی حوصلگی است نه بی قراری. بی حوصلگی پدیده ای بسیار بسیار بااهمیت است. فقط انسان است که احساس بی حوصلگی می کند، نه هیچ حیوان دیگری. غیرممکن است!
مسلما بوفالو ها بی حوصله نمی شوند ؛ آنها شاد و خوشحال به نظر می رسند!
مردم احمق هم بی حوصله نیستند . آنها کاملاً با شغلشان شاد اند ، پول کسب می کنند ، حساب بانکی شان را بالا می برند ، بچه دار می شوند ، می خورند ، می نشینند و فیلم نگاه می کنند ، به هتل می روند ، با این و آن شریک می شوند . آنها لذت می برند ! آنها بی حوصله نیستند . آنها گونه های پایینی هستند ؛ آنها واقعاً به جهان بوفالو ها تعلق دارند .
هرچه بیشتر حساس باشی، هرچه بیشتر آگاه باشی، هرچه معرفت بیشتری داشته باشی،
بیشتر حوصله ات سر می رود. در موقعیت های بیشتری احساس بی حوصلگی می کنی.
هرچه هشیارتر بشوی، بیشتر احساس خواهی کرد که برخی از موقعیت ها فقط یک تکرار هستند.

درخواهید یافت که روشنفکرها، کسانی که زیاد فکر می کنند، بیشتر بی حوصله می شوند، زیرا فکر می کنند. و به سبب همین فکرکردن است که می توانند ببینند که چیزهایی فقط تکرار است. زندگی شما یک تکرار است: هر روز صبح تقریباً همانطور از خواب برمی خیزید که همیشه در عمرتان برخاسته اید. همیشه یک جور صبحانه می خورید. سپس به اداره می روید- همان اداره، همان مردم، همان کار. آنوقت به خانه می آیید -همان همسر! اگر حوصله تان سربرود، طبیعی است!
برایتان بسیار دشوار است که چیزی جدید ببینید، همه چیز کهنه و گرد گرفته است.
مردم را در خیابان تماشا کن ! خواهی دید که کاملاً بی حوصله هستند همه بی حوصله هستند، تا سرحد مرگ بی حوصله هستند. به صورت هایشان نگاه کن- هیچ هاله ای از خوشی در آن نیست.

به چشم هایشان نگاه کن – گردگرفته است، هیچ نوری از شادی درون در آن نیست. از اداره به خانه می روند و از خانه به اداره، یک تکرار مدام. و یک روز می میرند… مردم تقریباً همیشه بدون اینکه زندگی کرده باشند می میرند.

تعویض خانه، تعویض شریک زندگی، تعویض افراد و روابط هیچ کاری از پیش نخواهند برد. و هرگاه جامعه ای بسیار کسل شود، مردم از شهری به شهر دیگر می روند، از شغلی به شغل دیگر، از همسری به همسر دیگر، ولی دیر یا زود درمی یابند که همان چیزها بار دیگر با همین زن، با همین مرد و با همین خانه و اتومبیل تکرار می شود.
آنوقت چه باید کرد؟
هشیار تر بشو. مسئله تغییردادن موقعیت ها نیست، خودت را دگرگون کن، هشیارتر باش. اگر هشیارتر باشی قادر خواهی بود که ببینی هرلحظه تازه است، ولی برای این، به یک انرژی بسیارعظیم، به انرژی آگاهی نیاز است.

آن زن همان زن نیست – به یاد بسپار. این تو هستی که در توهم به سر می بری.
به خانه برو و باردیگر به زنت نگاه کن – او همان زن قبلی نیست. هیچکس نمی تواند یکسان بماند. فقط ظاهر است که فریب می دهد. این درختان همان درختان دیروز نیستند. چگونه می توانند باشند؟ برگ های زیادی افتاده اند، برگ های تازه روییده است. به آن درخت بادام نگاه کنید. چند برگ تازه در آمده است؟ هر روز برگ های کهنه می ریزند و برگ های تازه می رویند.

یا که هیچ هشیاری نداشته باش – آنوقت احساس تکرار نخواهی کرد – یا اینکه چنان هشیار باش که در هر تکرار چیزی تازه ببینی. این ها دو راه برای بیرون زدن از بی حوصلگی هستند.
تغییردادن چیزهای بیرونی کمکی نخواهد کرد درست مانند عوض کردن همان اثاث است در درون اتاق، بارها و بارها. هرکاری که بکنی، هر طور هم که آن ها را بچینی- همان اثاث است.

می دانم، گاهی دشوار خواهد بود، ولی ارزشش را دارد! برای فرار از بی حوصلگی صادق باش ! فقط همین!!!
اگر می خواهی با زنت معاشقه کنی، معاشقه کن، درغیر اینصورت، بگو که احساسش را نداری!

چیزی که اینک اتفاق می افتد این است که شوهر با زنش معاشقه می کند ولی در فکر یک هنرپیشه ی زن است. در تخیلاتش با این زن عشقبازی نمی کند، در تخیلاتش با زنی دیگر عشقبازی می کند.

زن و شوهر همواره از طرف مقابلشان انتظار بروز رفتاری ثابت و مشخص را دارند! آنوقت چیزها کسل کننده می شوند، زیرا دیگر زنده نیستند و آن شدت و حرارت ازبین رفته است.
آنان نقش های خودشان را خوب بازی می کنند! ما زندگی نمی کنیم، فقط نقش بازی می کنیم. شوهر به خانه می آید و آن نقش را برخودش تحمیل می کند. تا وقتی که وارد خانه شده، او دیگر انسانی زنده نیست – فقط یک شوهر است!
شوهر یعنی نوعی خاص از رفتاری مشخص. زنی که آنجا وجود دارد، یک همسر است و آن مرد، یک شوهر است.

اصیل تر زندگی کن.
تمام دروغ ها را دور بینداز.
خودت باید نوری فراراه خویش باشی.
نقاب ها را دور بینداز. این نقاب ها روی قلبت سنگینی می کنند.
سعی کن تا با دیدی تازه به خود و همه چیز بنگری ! با هر دیدی که خودت بهتر از من
می دانی !!!
البته دردسر خواهد آمد ولی آن دردسر ارزشش را دارد زیرا تو فقط پس از آن دردسر است که رشد می کنی و بالغ می شوی.

تو واقعاً چهره ی اصیل خودت را از یاد برده ای. حتی اگر در حمام تنها باشی و در آینه به صورت خودت نگاه کنی، آن چهره اصیل خودت را در آینه نمی بینی. در آنجا نیز به فریب ادامه می دهی.
جهان هستی برای کسانی در دسترس است که در دسترس جهان هستی باشند.
و آنوقت من به شما می گویم که بی حوصلگی در کار نخواهد بود.
 
* زندگی سروری بی نهایت است! *

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 17:11  توسط سینا  | 

سوال

سلام به همه دوستان

 

امروز میخوا یه سوال بپرسم نظرتون رو بگین

 

آخرین آرزوی شما چیه  

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 13:3  توسط سینا  | 

استرس و راه مقابله با آن

شرح بیماری

استرس‌ عبارت‌ است‌ از واکنشهای‌ فیزیکی‌، ذهنی‌ و عاطفی‌ که‌ در نتیجه‌ تغییرات‌ و نیازهای‌ زندگی‌ فرد، تجربه‌ می‌شوند. تغییرات‌ می‌توانند بزرگ‌ یا کوچک‌ باشند. پاسخ‌ افراد به‌ تغییرات‌ زندگی‌ متفاوت‌ است‌. استرس‌ مثبت‌ می‌تواند یک‌ انگیزش‌ دهنده‌ باشد در حالی‌ که‌ استرس‌ منفی‌ می‌تواند در زمانی‌ که‌ این‌ تغییرات‌ و نیازها، فرد را شکست‌ می‌دهند، ایجاد شود.

علایم‌ شایع‌

  • فیزیکی‌: گرفتگی‌ عضلانی‌، سردرد ، درد قفسه‌ سینه‌ ، ناراحتی‌ معده‌ ، اسهال‌ یا یبوست‌، افزایش‌ ضربان‌ قلب‌ ، دستهای‌ سرد و مرطوب‌، خستگی‌ ، تعریق‌ شدید، بثورات ‌، تنفس‌ سریع‌، لرز، تیک‌، تحریک‌پذیری‌، کم‌اشتهایی‌ یا بی‌اشتهایی‌، ضعف‌، احساس‌ خستگی‌، گیجی‌.

  • عاطفی‌: عصبانیت‌، اعتماد به‌ نفس‌ پایین‌، افسردگی‌ ، بی‌تفاوتی‌، تحریک‌پذیری‌، ترس‌ و پاسخهای‌ هراسی‌، اشکال‌ در تمرکز، احساس‌ گناهکاری‌، نگرانی‌، بی‌قراری‌، اضطراب‌ و وحشت‌.
  • رفتاری‌: سوءمصرف‌ الکل‌ یا مواد مخدر، افزایش‌ مصرف‌ سیگار، اختلالات‌ خواب‌ ، پرخوری‌، کاهش‌ حافظه‌ و منگی‌.

علل‌

  • بدن‌ در یک‌ موقعیت‌ پراسترس‌ با افزایش‌ تولید هورمونهای‌ خاصی‌ جواب‌ می‌دهد که‌ باعث‌ تغییراتی‌ در ضربان‌ قلب‌، فشار خون‌ ، متابولیسم‌ و فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری فیزیکی‌ می‌گردد.

عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر

  • تغییر در شیوه‌ زندگی‌ و اختلال‌ در امور روزمره‌ طبیعی‌ شخص‌ که‌ می‌تواند استرس‌ ایجاد کند. برخی‌ از علل‌ شایع‌ استرس‌ عبارتند از:

  • مرگ‌ اخیر فرد مورد علاقه‌ (همسر، کودک‌، دوست‌)
  • از دست‌ دادن‌ هر چیزی‌ که‌ برای‌ فرد ارزشمند باشد.
  • آسیب‌ها یا بیماری‌های‌ شدید
  • اخراج‌ شدن‌ یا تغییر شغل‌
  • نقل‌ مکان‌ کردن‌ به‌ یک‌ شهر یا استان‌ جدید
  • مشکلات‌ جنسی‌ بین‌ فرد و شریک‌ جنسی‌ او
  • ورشکستگی‌ مالی‌ یا مقروض‌ شدن‌ شدید مثلاً به‌ خاطر خرید یک‌ خانه‌ جدید
  • تعارض‌ مدام‌ بین‌ فرد و یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ ، دوست‌ نزدیک‌ یا همکار
  • خستگی‌ دایمی‌ ناشی‌ از استراحت‌، خواب‌ یا تفریح‌ ناکافی‌

پیشگیری‌

  • برای‌ کمک‌ به‌ پیشگیری‌ از استرس‌ منفی‌، به‌ آن‌ دسته‌ از امور زندگی‌ بپردازید که‌ می‌توانید از عهده‌ آنها برآیید.
  • از آنجا که‌ همیشه‌ نمی‌توان‌ جلوی‌ استرس‌ را گرفت‌، روش‌هایی‌ را یاد بگیرید که‌ برای‌ حفاظت‌ از سلامت‌ ذهنی‌ و فیزیکی‌ خود، سازگار شوید. با مطالعه‌ مقالات‌ و کتب‌، در مورد استرس‌ به‌ خود آموزش‌ دهید.

عوارض‌ احتمالی‌

  • استرس‌ مزمن‌ می‌تواند در بسیاری‌ از مشکلات‌ مربوط‌ به‌ سلامت‌ شامل‌ حوادث‌، آرتریت‌ ، آسم‌ ، سرطان ‌، سرماخوردگی‌ ، کولیت‌ ، دیابت‌ ، اختلالات‌ غدد درون‌ریز ، خستگی‌، سردرد، کمردرد، مشکلات‌ گوارشی‌، اختلالات‌ پوستی‌، بیماری‌ قلبی‌، فشار خون‌ بالا، بی‌خوابی‌، دردهای‌ عضلانی‌، اختلال‌ کارکرد جنسی‌ و زخم‌ها نقش‌ بازی‌ کند.

درمان‌

آزمون‌های‌ تشخیصی‌ ممکن‌ است‌ شامل‌ موارد زیر باشند:

  • مشاهده‌ علایم‌ توسط‌ خود شما
  • شرح‌ حال‌ طبی‌ و معاینه‌ فیزیکی‌ به‌ وسیله‌ یک‌ پزشک‌ در صورت‌ لزوم‌

برخی‌ از روش‌هایی‌ که‌ به‌ کاهش‌ استرس‌ کمک‌ می‌کنند:

  • یک‌ روش‌ را یاد بگیرید و به‌ طور منظم‌ و در صورت‌ امکان‌ هر روز آن‌ را تمرین‌ کنید. روش‌های‌ بسیاری‌ وجود دارند.
  • به‌ مدت‌ کوتاهی‌ از هر وضعیت‌ پر استرسی‌ که‌ در طول‌ روز به‌ آن‌ برمی‌خورید، دور شوید.
  • یک‌ روش‌ سفت‌ و شل‌کننده‌ عضلات‌ را یاد بگیرید و آن‌ را تمرین‌ کنید.
  • از آوردن‌ مشکلات‌ خود به‌ خانه‌ یا بستر خودداری‌ کنید. در پایان‌ روز، دقایقی‌ را به‌ مرور تک‌تک‌ تجارب‌ کل‌ روز اختصاص‌ دهید بطوری‌ که‌ انگار یک‌ نوار را مجدداً گوش‌ می‌دهید.
  • تمام‌ عواطف‌ منفی‌ را که‌ متحمل‌ شده‌اید (عصبانیت‌، احساس‌ عدم‌ امنیت‌ یا اضطراب‌) از خود برهانید. از کلیه‌ انرژی‌ها یا عواطف‌ خوب‌ (افکار عاشقانه‌، ستایش‌، احساسات‌ خوب‌ در مورد کار یا خودتان‌) لذت‌ ببرید.
  • در مورد کارهای‌ ناتمام‌ تصمیمی‌ اتخاذ کنید و تنش‌ ذهنی‌ یا عضلانی‌ را رها کنید. هم‌اکنون‌ برای‌ یک‌ خواب‌ آرامش‌بخش‌ و بهبود دهنده‌ عواطف‌ آماده‌ هستید.
  • ممکن‌ است‌ به‌ مدت‌ کوتاهی‌ داروی‌ آرام‌بخش‌ یا ضد افسردگی‌ مفید باشد.

چند نکته

  • یک‌ برنامه‌ ورزشی‌ اتخاذ کنید. افرادی‌ که‌ در وضعیت‌ فیزیکی‌ خوبی‌ به‌ سر می‌برند، به‌ احتمال‌ کمتری‌ به‌ عوارض‌ منفی‌ استرس‌ مبتلا می‌شوند.

  • یک‌ رژیم‌ غذایی‌ طبیعی‌ و کاملاً متعادل‌ اتخاذ کنید. مکمل‌های‌ ویتامینی‌ ممکن‌ است‌ توصیه‌ شوند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 15:4  توسط سینا  | 

انسان

خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت خداوندا تو مسئولی خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…                 

«دکتر علی شریعتی»

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 12:19  توسط سینا  | 

خندیدن و گریه کردن

چرا موقع خندیدن گریه می کنیم؟

کارشناسان هنوز علت آن را نمی دانند اما یک نکته به نظر می رسد و آن اینکه خندیدن و گریه کردن شبیه واکنش های روانشناسی است.

روبرت پرووین روانشناس دانشگاه مریلند می گوید : هر دو آنها زمانی اتفاق می افتد که احساسات تا حد زیادی تحریک می شود. لی دووفنر استاد دانشگاه میامی و چشم پزشک انستیتو باسکون می گوید : معمولا گریه با ناراحتی همراه است اما گریه کردن یک واکنش پیچیده ترِ انسان است. اشک با احساسات مختلفی تحریک می شود ازجمله : درد، ناراحتی و در بعضی موارد خوشحالی بیش از حد.

وقتی چنین اتفاقی افتاد، بسیار خوب است زیرا هر دو خندیدن و گریه کردن با بی اثر کردن هورمون کورتیزول و آدرنالین، استرس را از بین می برد. بنابراین اگر موقع خندیدن گریه کردید، شانس به شما رو کرده است.

چرا پیاز اشک چشم ها را در می آورد؟

وقتی که شما پیاز را پوست کنده و قاچ می کنید، سلول های پیاز را پاره می کنید و آنزیم هایی که گازی به نام پروپانتیل سولفکسید تولید می کنند آزاد می شوند. وقتی که گاز به چشمان شما می رسد، اشک چشمهایتان جاری می شود و اسید سولفوریک بسیار رقیقی تولید می شود و چشم را می سوزاند.

در این موقع مغز به چشم پیغام میدهد که اشك بیشتری جاری شود و چشم ها قرمز و متورم شود. هرچه بیشتر پیاز خرد کنید، گاز بیشتری تولید شده و بیشتر اشک می ریزید. واکنش شیمیایی پیاز مکانیسم دفاعی است که در برابر آسیب دیدن خود مقاومت می کند.

قبل از اینکه پیاز را خرد کنید آن را داخل فریزر بگذارید تا از سوزش و اشک چشمانتان جلوگیری کند. دمای سرد، روند آزاد شدن آنزیم ها را کند می کند. بنابراین در سوزش و اشک چشمهایتان تاخیر ایجاد می کند.

چرا مفصلهایتان صدا می دهد؟

بیشتر مفصل های بدن انسانها، مفاصل دوتایی متحرک مثل بند انگشتها و شانه ها هستند که دو استخوان را با پوششی به نام كپسول مفصلی به هم وصل کرده اند. داخل پوشش مفصل ها مایع لغزنده و زلالی است که مقداری نیز گازهای نامحلول در آن وجود دارد. وقتی که شما مفصل هایتان را می کِشید، درواقع به آنها و مایع بین شان فشار وارد می کنید و با وارد شدن فشار، گاز نیتروژن محلول رها می شود. آزاد شدن هوا بین پوشش مفصل ها همان صدایی است که شما می شنوید. وقتی که گاز آزاد می شود، مفصل ها انعطاف پذیرتر می شوند. مثلا در یوگا شما قادر هستید مفصل هایتان را خوب بکشید.

اما ممکن است متوجه شوید که مفصل هایتان بعد از یک بار صدا کردن فورا صدا نمی دهند. به این دلیل است که گازی که آزاد می شود باید دوباره در مایع حل شود، و این فرآیند حدود 15 الی 30 دقیقه طول می کشد.

اگر شما از روی عادت مفصلهایتان را به صدا در می آورید تا تنش تان را از بین ببرید، به جای این، 30 ثانیه روی نفس کشیدن تان تمرکز کنید. صدا کردن مفصل ها به آرتروز منجر نمی شود اما می تواند منجر به گرفتگی مفصل ها و کم کردن توان و قدرت آنها شود.

چرا موهایتان سیخ می شود؟

سیخ شدن موها زمانی اتفاق می افتد که شما یا سردتان است یا ترسیده اید. در پایه ی هر مو یک ماهیچه کوچک وجود دارد كه منقبض می شود و برجستگی كوچكی روی پوست ایجاد می کند و پوست شبیه پوست مرغ پركنده می شود. این واكنش منجر می شود كه گرما در لابه لای موها محبوس شود و دما حفظ شود. این حالت زمانی كه شما آماده واكنشهای سریع هستید نیز روی می دهد.

سیخ شدن موها یک مشكل پزشکی نیست. اگر از نمایان شدن اثرات آن ناراحت هستید، لباس گرم بپوشید، در محیط های آرام قرار بگیرید و از هر گونه ترس و وحشتی جلوگیری کنید.

چرا پلک چشمتان می زند؟

این وضعیت ناراحت كننده خیلی شایع است. این اتفاق بیشتر مواقع برای پلک پایینی چشم ها می افتد. کارشناسان معتقدند که خستگی، استرس، مصرف کافئین زیاد، منجر به این شرایط می شود. بنابراین خستگی چشم، تغذیه نامناسب، مصرف بیش از اندازه مشروبات الکلی، و آلرژی ها هم به این موضوع دامن می زند.

خوشبختانه این مورد هیچ تاثیر مضری ندارد و خود به خود از بین می رود. برای اینکه به این موقعیت ناراحت کننده خاتمه دهید، مصرف الکل را قطع کنید و خوب استراحت کنید.

چرا همیشه دمای بدنتان سرد است؟

دمای بدن با فعالیت هیپوتالاموس در مغز تنظیم می شود. هیپوتالاموس به بدن پیغام می رساند تا گرما را بیرون کند و سرما جایگزین شود. آهن در این فرآیند نقش بسزایی دارد بنابراین افرادی که کم خونی دارند بیشتر احساس سرما می کنند. گردش ضعیف خون، که بر اثر فشار خون بالا یا مصرف دارو اتفاق می افتد در میان بیماران می تواند منجر به احساس سرما شود. تیروئید کم کار هم متابولیسم افراد را تا حدی پایین می آورد که بدن گرمای لازم را تولید نمی کند. مطالعه اخیر نشان داده که حتی ممکن است زمینه های ژنتیکی در احساس سرمای افراد موثر باشد.

اگر شما جزء آن دسته از افرادی هستید که مدام نیاز دارید ژاکت یا لباس های پشمی حتی در تابستان بپوشید، غذاهای آهن دار مانند گوشت قرمز کم چرب، لوبیا، سبزیجات برگ دار سبز بخورید تا با کم خونی شما مقابله کند. همچنین از مصرف نیکوتین که رگهای خون را منقبض می کند و گردش خون را ضعیف می کند خودداری کنید.

آیا گوشهایتان هنوز رشد می کند؟

بله، گوش خارجی رشد می کند. طبق مطالعه ای که توسط پزشکان عمومی کالج بریتانیا انجام شد، وقتی که به دنیا می آییم، سایز گوش ها به تناسب همان موقع است، هرچه بدن بزرگتر می شود، گوش ها هم بزرگتر و برجسته تر می شوند. تا 10 سالگی به سرعت رشد می کنند، سپس سالانه 0.22 میلی متر رشد می کنند.

مطالعات دیگر نشان می دهد که لاله گوش به خودی خود در طول زندگی مان بزرگ می شود( لاله گوش مردها بزرگتر از خانم هاست ). بنابراین، سایز مجرای گوش که با استخوان و غضروف شکل می گیرد تا سن پیری رشد نمی کند.

آیا همه بچه ها بدون خال یا لک به دنیا می آیند؟

البته بعضی از نوزادان، با خال مادر زادی یا ماه گرفتگی به دنیا می آیند اما این درست است که تا زمانی که پا به این دنیا نگذاشته اند هیچ گونه خالی ندارند و در معرض نور آفتاب ممکن است لک و خال در پوستشان ایجاد شود. اگر نوزادان زیاد در معرض نور آفتاب قرار بگیرند، مخصوصا آنهایی که پوست زیبا و چشم های روشنی دارند بیشتر در معرض لک پوستی قرار دارند و احتمال سرطان پوست برای آنها بیشتر است.

رابین آشینوف سرپرست مرکز جراحی های پوست می گوید : لک هایی که روی گونه های بچه های با موهای قرمز وجود دارد جزء زیبایی آنها نیست بلکه لک های پوست آنها به دلیل آسیب های ناشی از آفتاب است و ممكن است به مولكول DNA سلولهای آنها آسیب برساند. بچه ها و بزرگسالانی که لک دارند بایستی به صورت مداوم تحت نظر متخصص پوست باشند و از کرم های ضد آفتاب با اس پی اف 30 یا حتی بالاتر استفاده کنند.

چه چیزی باعث خواب رفتگی و مورمور شدن می شود؟

مورمور شدن به علت نرسیدن جریان خون به عصب تحت فشار ایجاد می شود. اگر به مدت طولانی در یک جا بنشینید یا حتی وقتی که پاهایتان را روی هم انداخته اید، ممكن است روی عصب هایتان زیاد فشار وارد کنید و باعث می شوید که مثلا پایتان خواب رود یا احساس کرختی کنید. مورمور شدن بیشتر، در دست ها، پاها و قوزک پا اتفاق می افتد. این حس آزاردهنده پیامی را به مغز می رساند. عوض کردن حالت نشستن تان تقریبا همیشه راه حلی است که این مشکل برطرف شود. اما این احساس دلخراش به ندرت می تواند نشانه بیماری هایی مانند دیابت، لوپوس و ام اس باشد. اگر مور مور شدن بدنتان با تغییر دادن حالت نشستن تان برطرف نشد، به پزشک مراجعه کنید.

چرا اطراف لامپ ها هاله نور می بینیم؟

این پدیده به علت خطای کروی اتفاق می افتد. خطای کروی یکی از خطاهای بصری انسان است.

در روز، مردمک چشم، تنگ می شود و اجازه می دهد که نور با عدسی چشم برخورد کند. در شب، وقتی که مردمک های چشم گشاد می شود تا نور بیشتری را وارد کند، چشمان شما مسیر بزرگتری برای لنز در نظر می گیرد. هرچه لنز دورتر رود، از وضوح نور کاسته می شود. اگر شما از مرکز دور شوید، اشعه های نور به مرکز چشم شما متمرکز نمی شود. این چرخه را حس می کنید، زیرا لنز گرد است. تقریبا همه این حلقه ها را می بینند، اگر شما همیشه آن را می بینید، به احتمال زیاد چشمان شما خوب است. اما هاله هایی که در اثر تاری لنز به وجود می آیند، یکی از نشانه های آب مروارید است. ممكن است دیدن ناگهانی هاله نشانه ی گلوكوم یا افزایش فشار چشم باشد. بنابراین اگر هاله جدیدی را می بینید برای تست و آزمایش های مختلف به پزشک مراجعه کنید.

آیا مچ پای چاق برای شما خوب است؟

شاید باشد. اگرچه دانشمندان اهمیت شکل قوزک پا را مورد مطالعه قرار نداده اند اما تحقیقات دیگری در زمینه چربی ممکن است به این سوال پاسخ دهد.

چربی های شکمی و اعضای دیگر بدن، به میزان زیادی با اختلال متابولیسم مرتبط است. مانند دیابت نوع دو که چربی های پا با این بیماری در ارتباط است.

وندی کورت استاد دانشگاه کلورادو، در مطالعه ای دریافته است که خانم های یائسه ای كه چربی بیشتری در پاهای خود دارند، خطر كمتری برای بیماری های قلبی، فشار خون و دیابت نوع دو داشته اند. احتمالا چربی های جمع شده در پا، تری گلیسریدها را از گردش خون بیرون كشیده و ذخیره كرده است. او می گوید كه احتمالا خارج كردن این سلولها از بدن مثلا به وسیله ی لیپوساكشن ایده ی خوبی نیست و این تاثیر را از بین می برد.

آیا آدامس و پنیر برای دندان های شما خوب است؟

هر زمانی که چیزی را می خورید، باکتری های دهانتان نسبت به غذاها واکنش شیمیایی نشان می دهند و اسید آلی تولید می کنند که باعث پوسیدگی دندان می شود. با خارج كردن بقایای غذا از بین دندانها ،شستن دندان ها با آب ، و رقیق كردن اسید تولید شده ، بزاق با این فرآیند مقابله می کند.

جیمز وفل رئیس انستیتو تحقیقات دندانپزشکی می گوید : ما متوجه شدیم که عمل مكانیكی جویدن، ترشح بزاق را تحریک می کند.

اما درمورد پنیر، چربی های آن به عنوان یک عامل حفاظتی برای دندان ها عمل می کند. به علاوه پنیر حاوی کلسیم و فسفات است که از پوسیدگی دندان ها جلوگیری می کند و دندان ها را محکم می کند. میان وعده های غذایی تان را محدود کنید تا تعداد دفعات مواجهه دندانها با اسید كاهش پیدا كند. آدامس های بدون قند را بعد از غذا بجوید. یا غذایتان را با تکه های کوچک پنیر تمام کنید.

چرا در ناحیه پهلو احساس گرفتگی می کنید؟

روبرت گتلین یک پزشک نیویورکی می گوید : دو دلیل معمول این گرفتگی در پهلو شامل دویدن و خنده های مداوم است. این فعالیت ها حداقل یک چیز مشترک دارند : فشار بر دیافراگم. وقتی به شدت می خندید، هوای زیادی را وارد ریه می کنید که ریه ها را پر می کند و وقتی که ماهیچه های شکمی منقبض می شوند به دیافراگم فشار وارد می آید. چنین موقعیتی زمان جیغ کشیدن شما هم به وجود می آید. زیرا در ماهیچه ها گرفتگی و اسپاسمی به وجود می آید که همه ما آن را می شناسیم.

گاهی اوقات وقتی که زیاد می خندید، ممکن است دردی در ناحیه بازوی سمت راستتان احساس کنید. به این علت است که عصبی که دیافراگم را تغذیه می کند به سمت شانه سمت راست هم می رود. علاوه بر این، خنده از ته دل ممکن است حالتی ایجاد كند كه شما فكر كنید دچار حمله قلبی شده اید!

بنابراین با آهسته تر خندیدن، فشار بر دیافراگم را متوقف كنید. سعی كنید نفس آرام و عمیق بكشید و از خوردن وعده های حجیم اجتناب کنید تا خون زیادی به سمت روده ی شما جریان پیدا نكند و دچار مشكل نشوید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 20:23  توسط سینا  |